حاج ملا هادي السبزواري

280

شرح مثنوى

اوست به خصايصى . و رشك ممدوح ، مساوق غيرت است . بنون : پسران . ( ( 675 ) ) گنده پيران شوى را قمّا دهند * چون كه از زشتىّ و پيرى آگهند ن 1076 10 - ك 362 26 قمّا : وادارنده بر مواقعه . ( ( 676 ) ) چون جمال احمدى در هر دو كون * كى بدست اى فرّ يزدانيش عون ن 1076 11 - ك 362 27 كى بدست : چنان كه يك وجه * ( « لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ » 42 : 11 ( 1 ) اين بود كه مثل اعلاى او - به فتح ثاء مثلثه - مثل و ثانى ندارد . و آن حقيقت محمّديه است . كه « آن كه اوّل شد پديد . . . » گذشت . ( ( 680 ) ) از كرم من هر شبى غايب شوم * كى روم الَّا نمايم كه روم ن 1076 15 - ك 362 29 كى روم : عالمينِ معنى و صورت متطابقاند . و احكامى كه در خورشيد صورى است ، در خورشيد معنوى جارى است . پس چنان كه خورشيد صورى در شب به اعتبار نفس الامريى نرفته كه ماه پر است از نور آن ، و كواكب از سنخ نور آنند ، بلكه آتش و مصباح در عالم اسفل ، خلافت صغرى از آن دارد ، همچنين آن خورشيد معنوى ، طول و عرض ماضى و مستقبل همه را گرفته ، و غروب و افول و انقطاع روحانيت او را نمىگيرد . و اولياء ورثهء او و انوار معنويهء اويند . ( ( 684 ) ) رو نمايم صبح بهر گوشمال * تا نگرديد از منى اهل شمال ن 1076 19 - ك 362 31 رو نمايم : * ( « وَاَلسَّماءِ ذاتِ اَلرَّجْعِ » 86 : 11 ( 2 ) . همچنين نور ولايت مطلقه در بروج نفوس كليهء الهيه ، در سير است . ( ( 688 ) ) غيرت عقل است بر خوبى روح * پر ز تشبيهات و تمثيل اين نصوح ن 1077 5 - ك 362 34 غيرت عقل است : يعنى تمثيلات عقل كه از براى مجرد مىگويد كه از وجوهى دورى كند مستمع را ، همانا كه از رشك و غيرت عقل است كه آن مجرّد مطلوب ظاهر نگردد براى غير .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 11 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء طارق ، آيهء 11 . .